|
لب خندان تو برق چشمان تو برده قرار از دل عاشق زارم بامن بی نوا بیش ازینم جفا دیگر مکن یارم ای گل ارغوان همچو سرو چمان بنگر شب من اتش زدا ه ای بر دل بردی دل و اه از دل زندگی بی تو شده بی حاصل من از عشقت ارام جان شده ام شیدای زمان منز سودای وصل تو شده ام رسوای جهان رفت از دستم اختیار بردی از من صبر و قرار در شب و روز تار من مه و خورشیدی ای نگار
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم دیر گاهی است که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غمها شده ام دگر آینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم هم دم سردی یخها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام... سلام به همگی ممنون از اینکه به من سر زدید اگه واستون زحمتی نست نظر یادتون نره!!!
تقدیم به ساحت مقدس آقا امام زمان ارواحنا فداه و تمامی دلسوختگان ومحبانش اللهم صل علی محمدوآل محمد و عجل فرجهم اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم انا لله و انا الیه راجعون اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام بازهم جمعه و هوا هوای بغض شد دلم چقدر دلگیر شد چه لحظه های سختی .... اون وقتی که رنگ آسمون عوض میشه خورشید رنگش سرخ میشه ... ون لحظه ای که خورشید رنگ نورانی خودشو از دست میده و دیگه چشم از شدت نور اذیت نمیشه اون وقت میتونی بشینی فقط خورشید رو ببینی ....بیابون غروب هایی عجیب داره ... اونقدر سنگینه که می خواهی فریاد بزنی ولی نمی تونی !!! حالا میخوام یه بار دیگه بگم برا چی جمعه ها که وقت غروب میشه عالم میخواد از بغض بترکه .... مادرمون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) روز جمعه که میشه لحظه هایی که خورشید میخواد غروب کنه ا ونقدر این لحظه ها حساس و براش عزیز بوده که هیچ وقت این لحظه ها رو از دست نمی داده.... زمانی که میخواد غروب بشه اون لحظه ای که خورشید نصفش در حال پنهان شدنه اون وقت دست به دعا بر میداشته دعا میکرده.....(*) فقا همین لحظه هاست که مهدی فاطمه (سلام الله علیها) دست رو به آسمان گرفته نجوا میکنه .... آه آه آه حالا چی میگه ..... خدا خدا خدا ........الهی و ربی ... آقا این جمعه هم آمدی ..... دید چی شد ؟ ما که نیومدیم ...... کجایند یاران با وفایت ...؟؟؟ آقا شرمندتم لایقت نبودیم .... شرمنده حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شدیم... شرمنده رسول الله صلوات الله علیه و آله شدیم ... خدا خدا خدا ..شرمنده اتم حلالم کن... آه ای خدا کی میخواهیم لایق بشیم ... کی میشه که تکمیل بشن ؟!؟ خدا جان به حق حضرت زینب سلام الله علیها فرج امام زمان ارواحنا فداه برسان !!! ای ای اااااااااااااااااااااای جانم حضرت زینب سلام الله علیها عزیز دل پنج تن آل عباء ی مهربان فردا هم ولادت شما ست .... یعنی تبریک بگم ؟ شما که از کودکی صبر صبر صبر .... مصیبت مصیبت مصیبت دیدی من بیچاره چی بگم ولادت شما رو تبریک بگم ... زبانم ... یا ام المصائب یا بی بی جان شما صبر بده به این دل های بی قرار ... شما دست به دعایی بردار در این لحظات سنگین و پردردغروب ؛ تا خدا به حرمت شما دل های بی لایق ما رو لایق کنه تا بتونیم کاری کنیم .... تا اینکه بیایم دیگه جمعه ها پر بغض نشه دل حضرت مادر پر خون نشه! مهدی روحی فداه چشماش اشکین نشه .... بی بی جان قسم به لحظه های دیدن چشمانت به درب سوخته ! دعایی کن به این دلهای سوخته .... بی بی جان شعله های حجیم آتش امان از طاقت ما برده ... بی بی جان به ما صبری ده تا شویم صبور به غم های دل مهدی (ارواحنا فداه ) بی بی جان اونقدر حرف دارم که توان گفتن ندارم .... بی بی جان حلال لمون که نشدیم لایق رکاب مهدی (ارواحنا فداه ).... کجا رفتی ای یوسف زهرا ....؟ ای خیمه نشین دشت و صحرا بیا جانان نطر کن این دل تیره و تار را با آه خویش آشنا کن آه روح بی قرارم خسته گشته ... ز تنهای رسم سفر ، خسته گشته... بیا بیا بیا ای یوسف زهرا جانم فدایت ... شوم قربانی لحظه های بی قرارت ... ************************************ قالت فاطمه الزهرا عليهاالسلام: سمعت النبى صلى اللَّه عليه و آله، ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال اللَّه عز و جل فيها خيرا الا اعطاه اياه قالت فقلت: يا رسولاللَّه اى ساعة هى؟ قال اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب قال و كانت فاطمة عليهاالسلام تقول لغلامها: اصعد على الضراب فاذا رايت نصف عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو. حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مىفرمايد: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم، در روز جمعه ساعتى است كه هيچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خيرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آنكه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه عليهاالسلام مىگويد عرض كردم يا رسولاللَّه آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشيد در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون ديدى نصف قرص خورشيد در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.) منبع : كوثر ولايت/ ح 88/ ص 51
اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم انا لله و انا الیه راجعون سلام آه یاابا صالح امشب اومدم خودم فقط باتو حرف بزنم ! آقاجان ......دلمشکست از فراقت یبن الحسن دلم فدای تو شد یبن الحسن قلبم خسته از فراق تو یبن الحسن اونقدر درد تو سینه است که جایی برای شادی نمونده همه شادن همه خرسندن ولی آقا از هفته پیش دارم به خودم میقبولونم که ، ای بنده گنه کار ۱۱قرن از غیبت کبرای امام زمانت گذشت تو کجای کاری ! کجای این دنیا ایستادی ؟ هنوز درشوک گذشت ۱۱قرن از غیبت و غربت نشینی امام زمانمم! آه ه ه ... به والله آدم نمی دونه دردش رو به کی بگی ! آخه خدا ! چه روزگاریه ! چه رسم زمانیه ! ۱۱قرن بگذره ولی امام ما بدونه یار بمونه بدونه دلهای آماده درانتظار بشینه ! با همه سنگینی این غم بزرگ که تو دلم نشسته ! به نتیجه رسیدم که قرن دوازدهم غیبت خیلی قرن سنگین و پرتلاشی باید باشه ! دلمشکست خیلی شکست خیلی یک ساله دیگه با نیمه شعبان ! سال به ساله که دارم پرچم میزنم یکی میاد وایمیسته زخم زبون میزنه ! هرسال هم میاد! امسال هم اومد ماپرچم زدیم اون زخم زبون زد ! چه دنیای غریبی چه روزگار بی نصیبی چه زیبا گل زخم زبانی ،شکافت دلی بی زبانی گرچه گل روی ندیده تو گردیده دوای دلهای زخم دیده! ه ه ه ه ه آقا بعضی ها برا نیومدنت جشن میگیرن ه ه ه اللهم عجل لولیک الفرج امن یجیب المضطر اذادعاه ویکشف السوء اللهم عجل لولیک الفرج امن یجیب المضطر اذادعاه ویکشف السوء اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج یا مهدی ادرکنی نظر یادتون نره!!! التماس دعا...
*چشمانم میبارد نمیدانم از عشق بودنت یا به عشق آمدنت* تو هستی و میبینی که چگونه عالم چشم انتظار ظهورت است خوب دوستان امروز میخوام در مورد قسمتی از وظیفه ی یک منتظر براتون بنویسم البته خیلی خلاصه و کوتاه منتظر= کسی که انتظار میکشد. انتظار چه چیزی؟؟؟ میتونه هر کس یا هر چیز باشه! ولی هدف ما انتظار آمدن صاحب الزمان(عج) هست و برپایی حکومت واحد جهانی بر مبنای عدل و آگاهی وقتی میگیم آمدن نه اینکه کسی از جایی دیگر می آید بلکه امام در میان ما هستند ولی برای ما نا آشکار یا نا شناسند در زمان ظهور امام برای همه شناخته خواهند شد و بر همه آشکارا وظیفه ی ما برای ظهور چیست ؟ یکی از وظایفی که بر ما مسلمانان و منتظران ظهور است آماده سازی جهان برای آمدن آن حضرت میباشد چون گفته اند که حضرت مهدی (عج) ظهور نمیکند تا زمانیکه عالم آماده و منتظر او باشد. پس تو ای منتظر ای مسلمان از همین لحظه جهاد در راه خدا را آغاز کن تا جهان را آماده ی آمدنش کنی. البته منظور از "جهاد" فقط جنگ نظامی نیست!!! در اسلام وقتی کسی در راه هدفی که برای خداست جانفشانی کند و نیروی و فکر خود را در راه هدف استفاده کند نوعی جهاد کرده مثل کسی که برای تبلیغ اسلام تلاش می کند.
سلام به همگي : پيشاپيش تولد منجي عالم بشريت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرج الشريف را به تمامي شما و دوست داران آن حضرت تبريك عرض ميكنم.
مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني. ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم"
آخه تا کي بکشم منت چشماي تو رو بذارم به پاي چي وعده ي بي جاي تو رو چرا هر کسي رو دوست داري تورودوست نداره نميدم حتي به کس تلخي حرفاي تورو منو منتظر بذار هر جوري که تو راحتي چي مخوام مگه به جز ساختن فرداي تورو دوست دارم تمام دنيا رو بدم تا بدونم راز فتح قلعه ي قشنگ روياي تورو تا يادم نرفته يک بار ديگه واست بگم من نمي دم به کسي تا عمر دارم جاي تورو
یه عمری آسمون بودی ، دستم به تو نمی رسید هر چی رو من قسم دادم به حرمت ستاره ها خدا که این قصه رو دید از رو زمینش منو چید از بخت بد، من این بالا ، این آسمونِ رو زمین قطره شدم از آسمون تا که بگم دیوونتم به جای بارون گریه ها ، مال تو باشه نازنین نذار که حرف آخرم ، با گریه همبازی بشه هیچی نگفتش آسمون ، حتی منو نگا نکرد
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم؟ شب از خيالت نمي برد خوابم تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو بسان قايق سر گشته روي آبم
چشمانت را براي زندگي مي خواهم ، اسمت را براي دلخوشي ميخوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم ، صدايت را براي شادابي ميشنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم و خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش.
دلم همچون آسمان ، پر از ابرهاي آسماني است اي كاش دلم امشب بگريد شايد كه بغض عشق در چشمانم بشكند...
سرنوشت نوشت...گر نوشت بد نوشت ...اما باور کن : سرنوشت را نمیتوان از سر نوشت ! در تنهایی هاتان به یاد ما هم باشید >>التماس دعا<<
سلام بچه ها
امروز با یه داستان کوتاه باحال اومدم
حتما بخون کوتاهه
اما اول راز دل ...
گفتو گو با خدا
یه شب خواب دیدم که دارم با خدا حرف میزنم خدا میگفت پـس میخوای با من حرف بزنی ؟ گفتم اگه وقت داشته باشی خدا لبخند زد و گفـت وقت مـن ابدیه . چه سوالی تـو ذهنته که میخوای از من بپرسی ؟ گفتم خدایا اون چیه که بیشتر از همه شما رو در مورد آدم متعجب میـکنه ؟خدا گفت : اینـــکه آدما اول از این که تـــو دوران کودکی هستن خسته میشن و عجله دارن سریعتر بزرگ بشن و وقتـی که بزرگ شدن حســـــرت دوران کودکی رو میخورن اینکه سلامتشون رو صـرف به دست آوردن پول میـکنن و بعـد پولشونو خرج حفظ ســـلامتی میکنن ایـنکه آنطور زندگی میکنن که انــگار هیچ وقت نـــــمیمیرند و وقتی که مردند انگار هیج وقت زنده نبودند . خدا دستای منو تو دست گرفت و مدتی هر دو ساکت موندیم بعد پرسیدم خدایا تو که آدم رو آفریدی می خواستی اونا چه درسایی از زندگـــی یاد بگیرن؟ خدا لبخند زد و گفت : یــاد بگیرن که نمیشه دیگرون رو مجبور به دوست داشتن خود کرد اما میتونن محبوب دیگرون باشـــن . یاد بگیرن که خوب نیست خودشونو با دیگران مقایسه کنن یاد بگیرن اونی که ثروت بیشتری داره ثروتمند نیست کسی ثروتمنده که نیاز کمتری داره یاد بگیرن که فقط ظرف چند ثانیه میشه یه زخم عمیق تو دل کــــــسی که دوسش دارن ایجاد کنن که سالها وقت لازم باشه تا اون زخم التیام پیدا کنه با بخشیــدن بخشــش یاد بگـــیرن یاد بگیرن که کـــسایی هـــم هستن کــه اونـــا رو عمیـــقا دوس دارن ولی بلـد نیسـت احسـاسـاتشون رو ابراز کنــن یا نشون بدن یاد بگیرن که میشه دو نفر به یه موضوع فکر کنن اما دیدگاه های مختلفی داشته باشن یاد بگیرن که همــیشه نباید دیگرون اونا رو ببخشن بلکه بعضی وقتها خودشون هم باید
خودشـــــــــــــــون رو ببخشــــــــــــــن و یــــــــــاد بگــــــــــیرن کــــــــه مـــــــــن اینجــــــــــــــــا هستـــــــم
همیشـــــــــــــــــــــــه
دستانمرا پر از گلهاي رز مي كنم
و با قلبي لبريز از اميد به ديدن تو مي آيم
و تا بگويم اولين باري كه در چشمانت نگاه كردم
زندگي برايم معنايي ديگر گرفت
عزيز ترين هرگاه ديدي سنگ
گريه ميكند و توانستي به آتش بوسه بزني
من هم ميتوانم فراموشت كنم
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
سکوتم را به باران هدیه کردم تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم در این دنیای بی حاصل چرا مغرور می گردی؟ سلیمان هم اگر باشی اسیر مور میگردی.
غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد و من در اين ويرانه ها احساس غربت مي كنم
اگه میتونستم یه آرزو داشته باشم دلم میخواست اشک تو باشم. چون توی چشمات متولد میشدم و روی لب هات میمردم. ولی اگه تو اشک من بودی هیچ وقت گریه نمیکردم . چون نمی خواستم تو رو از دست بدم.
یه روز تو رو توی جهنم می بینم. تو به جرم اینکه قلبم رو دزدیدی و منم به خاطر اینکه خدا رو ول کردم و تو رو پرستیدم
زماني كه گلدان شكست پدر گفت : حيف بود. مادر گفت : عمرش كوتاه بود. برادر گفت : زيبا بود . و من گفتم : مال من بود. ولي زماني كه قلب من شكست هيچ كس حتي آخ هم نگفت ...
زندگي مال تو مرگ مال من ، راحتي مال تو گرفتاري مال من، شادي مال تو غم مال من ، همه چيز مال تو ولي تو مال من. يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادت بمونه كه هميشه به يادت هستم و يادت هرگز از يادم نميره . اينو يادت نره. در يك لحظه ميشود كسي را خرد كرد. در يك ساعت مي توان كسي را دوست داشت. در يك روز ميشود عاشق شد. ولي يك عمر طول ميكشد تا بتوان كسي را فراموش كرد.
تكيه به شونهام نده من از تو افتاده ترم ما كه به هم نميرسيم بسه ديگه بزار برم كي گفته بود به جرم عشق يه عمر پر پرت كنم حيف تو نيست كنج قفس چادر غم سرت كنم
|
About![]()
Home
|